مشکل شما نیستید

مشکل شما نیستید ای راهبان لرزان؛ سراسیمه از عدم ظهور حتی یک نشان واقعی. من جایگاه عبادتهایم را گم کرده ام.

مشکل شما نیستید ای تاجران ترسان؛ انبان خالی از متاعی در خور داد و ستد که تجارت زنده بماند، نه دنائت. من گنج نیاکانم را گم کرده ام.

مشکل شما نیستید ای اندیشمندان منزوی؛ بی حتی یک هم اندیش برای آغازی گشاینده. من خواستگاه اندیشه هایم را گم کرده ام.

مشکل شما نیستید ای زادگان عصر صداهای فلزی؛ بی قلبی تپنده برای ترنمی اصیل. من زادگاه ترانه هایم را گم کرده ام.

مشکل شما نیستید ای معشوقگان اجباری؛ اینچنین نشسته به انتظار معجزۀ سوار سپید پوش. من مخاطب عاشقانه هایم را گم کرده ام.

مشکل شما نیستید ای صاحبان آرزوهای کاغذی؛ اینگونه بی دغدغۀ آنی تجسم یک خواستۀ عمیق. من خانۀ رویاهای خود را گم کرده ام.

مشکل شما نیستید ای پای بستگان بیداد این روزها؛ بی شوق نفس کشیدن هوای پرواز. من طعم ناب آزادگی را گم کرده ام.

حالیا.....بر می خیزم به قصد یافتن گم کشته هایم.....

معبدی می جویم؛ سقفش همه هوا، رهبانش خورشید تابان، آیتش آسودگیِ شاکر.

گنجی  می جویم؛ نشانش نزدیک دل، متاعش همه خلوص، قدرش همه عالم.

پنداری می جویم؛ مهدش نکویی، متنش نکویی، قصدش نکویی.

نوایی می جویم؛ لحنش ایزدی، رنگش آسمانی، وزنش به رقص فرشتگان موزون.

یاری  می جویم؛ نگاهش به نگاهم آشنا، کلامش به قلبم آشنا، قلبش به عاشقانه هایم آشنا.

رویایی می جویم؛ نابِ ناب، به روشنی اندیشۀ اندیشه آفرینانِ شهید، به بهای آنچه ارزیدنیست حتی به جان،

و هوایی می جویم؛ بازِ باز، پر از ذره های پرواز، سرشار آزادگی.

درود بر آزادگی. درود بر آزادگی.

  
نویسنده : حامد ملک ; ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩
تگ ها :