قدر بگردان

تصویر رقصانِ این"آن" در چشم، امروزی از پس رنجهاست. رقص آب و نمک در دیدگان و رقص دور ِ فلک در لا مکان.

تصویر لرزانِ این "آن" در ذهن، منشوری از پس ترسهاست. لرزش آه و عطش در اندیشه و لرزش صوت و آتش در ریشه.

تصویر خروشان این"آن" در قلب،عبوری از پس دردهاست. جوشش شور و شرر در دل و جوشش نور در آفرینش گِل.

تو تصویر را تقدیر کن به لطف بودنت؛ هر آن ِ پس از این. اینسان عاشق و امین. به بودنی ابدی عاشق و به رسالتی ازلی امین.

برقص آ به دور فلک و رنجت به لا مکان بسپار.

بلرزان ستون امنیت و ترست به جانِ جان بسپار.

بپر به جانب عرش و دردت به آسمان بسپار.

  
نویسنده : حامد ملک ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱
تگ ها :