شور

آقا تا حالا شورشو در آوردین؟نه واقعا می پرسم تا حالا انقدر به پیشونی آدم معرکه ها نوک انگشت رسوندین که صداشون در بیاد؟ تا حالا کسی بهتون گفته اوهووو انگار حالا نوبرشو آورده.! ها ؟ اصلا بگین ببینم تا حالا دلتون خواسته انقدر یه موضوع پیش پا افتاده و بی ارزش رو مثل موضوع "شعور" از سیصد و بیست و هشت منظر یا دوازده رویکرد صرفا متفاوت از نظر اجتماعی یا پنجاه و سه زاویه محدود به علم روانشناسی یا دوازده و چهار دهم بار بلکم بیش دقیق تر از ارسطو بررسی کنید که شنوندۀ بدبخت پا شه بره یه لیوان آب بیاره؛ بدش بذارتش رو میز؛ بعدش شما نفهمید می خواسته بخورتش، می خواسته بده شما بخورید، می خواسته بریزه روتون بگه دیگه بسه بررسی، اصلا می خواسته بریزه روتون ولی به این منظور که مثلا شاشیدم به اون طرز تفکرت؛ یا می خواسته بریزه رو مغز خودش که یه کم خنک تر یا شایدم خنگ تر شه یا اینکه احیانا احیانا می خواسته برای خالی شدن احساساتش به کاکتوس پشت پنجره شون آب بده که با این کارش احساس مفید بودن برای طبیعت محبوس در فضای شهری بکنه یا اینکه بطریق کاملا متفاوتی می خواسته توجه شما رو به موضوع مقدس و شفافی مثل آب معطوف کنه و به این طریق از پیگیری بی امان شما در جویا شدن نظرش در مورد  موضوع بی ارزش مورد بحث یعنی "شعور" جلوگیری کنه و یا اینکه حکما می خواسته به تجویز ناقصی از یه پزشک بی سواد خطی صادراتی، یک عدد اکسازپام که در موارد مشابهی مثل دعواهای خانوادگی، فشار های ناشی از ترافیک غیر ضروری شهری، استرس قبل از مصاحبه های مهم کاری، التهاب ذهنی نشأت گرفته از رؤیت یه جوون کم سن و سال و بی تجربه که تحت تاثیر دوستان نا بابش به سیگار روی آورده و موارد دیگه که گفتن همش ضرورتی نداره؛ بخوره و یک مقدار بسیار جزیی به صورت کاملا کاملا موقت و البته نه به صورت ریشه ای و اساسی و مطمئنا نه مطابق با استاندارد های جهانی غلبه بر استرس یا در حقیقت همون مدیریت استرس، آرووم بشه تا بتونه عکس العمل های بعدی خودشو در قبال شما که ممکنه تصادفا مهمونش هم باشید و حق نون و نمک به گردنش داشته باشید، کنترل کنه و یه وقت خدای نخواسته، زبونم لال زبونم لال گلدونی، جاسیگاری، دمپایی طبی که بخاطر صافی کف پاش و همچنین قوس اضافی کمرش از بهترین مرکز فیزیوتراپی  شهر تهیه کرده، لیوان خالیی(همونی که باهاش آب آورده بود تا....) چیزی به سمت شما پرت نکنه که مثلا یه موقع دور از جونتون دور از جون نازنینتون شئ پرتابی به بینیتون،گوشۀ لبتون، بالای پلکتون که جای خیلی حساسیم هست و اگه یه مرتبه پاره بشه اون وقت هزار جور عمل جراحی،(اونم نه توسط هر دکتری؛ بلاخره یه دکتری که سرش به تنش بیارزه یه اسمی رسمی چیزی داشته باشه که خوب البته وقت گرفتن ازش طبیعتا کار آسونی نیست و هزار جور آشنا بازی و این در اون در زدن لازم داره)بیمارستان خوابی، تو این وضعیت بی پولی هزینه و از این قبیل مشکلات که آدم از شنیدنشم پشتش می لرزه رو پیش میاره؛ تو دهنتون (که اگه خدای نکرده یه دندونتون یه مشکل کوچیک واسش پیش بیاد،باز همون برنامه دوا درمون و این حرفا رو داره) یا جای دیگه بخوره و اسباب هزار جور پشیمونی و دردسر برای خودشو شما بشه و یا اینکه لیوان آبو آورده که ....

آقا انصافا تا حالا شورشو در آوردین؟

  
نویسنده : حامد ملک ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :