شعله ها

انعکاس رقص شعله ها بر صورت گندم زار، می تواند که امید باروری باشد در چشمان خوشه ها یا که شاید تهدید خرمن سوزی بر حریم همیشه بخشندۀ گندم زار.

انعکاس رقص شعله ها، نقش شده بر رخسار تقدیس و تقدس، می تواند که معنای نور پاک کننده و زنده نگهدارنده باشد یا که ترس عذاب و عقوبت حتی برای عشق و گناه.

انعکاس رقص شعله ها در آتشکده صحرای آفرینش، می تواند که گهوارۀ باز زایش ققنوس جاودانی باشد یا که محمل و حجاب خداوندگار سخنگو با شبانش.

شعله ها، خواه زاینده خواه سوزنده خواه پاک کننده خواه عقوبت کننده خواه پرده دار و خواه آشکار کننده؛ به کار سوختنند هر چه هست و نیست را که خاکستر مانده، اکسیر ادراک شعله ای دیگر که باز بسوزاند هر چه هست و اینبار شعله، همان آیت شور و حرارت، همان نور همیشه نور، ققنوس می سوزاند آنهم نه برای تکرار زایش جاودانگی که برای نمایاندن قداستِ نور.

آنکه نامش ابلیس خوانده شده، جنسش از آتش؛ ملک مقرب آن روز ها و مطرود این روز ها؛ برای سوزاندن آمده هر آنچه انسانِ گلین است؛بی شور و شعله که تطهیری برای لجه و گل نیست بی عشق و حیات؛ که بگوید: هان بدان که  آتش خویش را نمی سوزاند.

سوختن اگر در سودای جاودانگی ققنوس باشد و ابدی شدن، بی شور و شعلۀ عشق میسر نیست و آرزو کاش که نه جاودانگی که خداوندگاری باشد. جسارت و شور و عشق اگر یار بودند گناه حوا خوردن سیب نمی بود...

شعله ها اما جاودانه اند به خداوندگاریِ خداوندگارشان... هو حق

/ 14 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
niknaz

:)

چون شعله های سرکش جانم فرو نشست انگاه باز از دل خاکستر بار دگر تولد من آغاز می شود و من دوباره زندگیم را آغاز می کنم پر باز می کنم پرواز می کنم

استاذک

راه رفتن روی لبه تیغه به هر حال. راستی من خوبم:)

یکی از قدیسین

[دست][دست]

استاذک

لااقل بهم می گفتی حالت خوبه تو هم:( همینجا که می شه

فرهنگ

خوندم باز ولی نظرم نمیاد!

بیتا

جاودانگی در عشق بی سوختن ممکن نیست،همانند ققنوس.

نیک‌ایین

باور می‌کنی اشک تو چشمام جمع شده؟! کم‌کم دارم سر در میارم چی می‌نویسی. یعنی هم سر در میارم هم می‌تونم یه بار تعریفش کنم هم بگم چی بود. یعنی مثلا اگه منو نزنی حکمت مغانه پست مدرن خوبه براش؟!

معین

سلام بر داداش گلم.مثل همیشه 20/پسر خوب رفتی ومارو بااون همه خاطرات خوب تنهاگذاشتی.خواهرم چطوره خوبه/رایکا گلی خوبه.باسلسله اتراک چه میکنی/حیف این جووناکه این خراب شده قدرشونو ندونست/////وطن یعنی صف نون وصف شیر.وطن یعنی همش درگیرودرگیر.وطن یعنی همین بنزین همین نفت.همین نفتی که توی سفره هارفت.وطن یعنی پذیرایی ازافغان.وطن یعنی سفراستان به استان.وطن یعنی همین آیینه دق.وطن یعنی خلایق هرچه لایق/////ترمه ومریم خیلی سلام میرسونن..حامد جان بهترین وبهترینهارو براتون ارزو میکنم...راستی یادم رفت بگم ترمه طبق معمول پیش بینی هات که ردخورنداشتن خیلی تو پیانوپیشرفت داشته.طوری که استادش میگه حداقل2سال جلوتر از همدوره ای هاشه.اگه یادت باشه موقع تار زدن منهم باعلاقه گوش میداد.یه مشورت میخواستم ازت درموردساز دوم باتوجه به علاقه زیادش به تار که چندبار هم تلویحاتکرار کرده نظرت درموردسازدوم یانوعش که چه سازی باشه چیه....حامدجان قربانت خوش چاکالن///بیز سویوروز چوخ چوخ