سکوت جدیدش

ساکت شده است. بله به سادگی ساکت شده است. فقط به دلیل اینکه آنقدر سعی کرده بگوید که اندیشه هایش به هم چسبیده اند و قابلیت تفکیک ندارند. خودش که اینطور می گوید!

نه این اختلاط جدید است و نه اندیشه هایش. فقط حالت سکوتش جدید است. سکوتی که نه از سر ناچاری و نه از سر آرامش درونی و اعتلای روح و نه حتی از جهت نمایش نوعی برتری اجتماعی یا کاریزما است! سکوتی است که جرم دارد و سنگینیش روی تک تک سلول های مغزش حس می شود. حتی روی پیشانیش هم شکلی پدید آورده است. شکلی شبیه یک علامت پیروزی خارجی یا شاید هم یک جفت شاخ بز. آنقدری جرم دارد که وزنش را هم زیاد کرده است چند گرمی.

 سکوتش شبیه هیچ چیزی نیست. حد اقل شبیه چیزهایی که از قبل تجربه کرده یا برایش نقل کرده اند نیست. آنقدر هم کتاب نخوانده که بتواند مدلی از تفکرات پیشینیان بیابد که هم ارز این سکوت جدید باشد.

اشتباه نشود لال مانی نگرفته است. حرفهایی می زند. گاه گاهی  حتی چند جمله حرفهای قلنبه سلنبه هم می زند که ظاهرا از روی عادت یا برای هم رنگی با جماعت است. اما وقتی دقت می کنی می بینی که ساکت است.

شاید اصلش خراب شده باشد. شاید فهمیده باشد که این همه که گفته اند راه به جایی باز نکرده است. شاید فهمیده باشد که هر که این روز ها هر چه گفته و هر چه کرده فقط برای این بوده که با مرده ها فرقی داشته باشد.

 شاید اصلش را لجن آلود کرده باشند. شاید هویتش پاره شده است. هویتی که روزهای مختلف به چیز های مختلفی وابسته بوده است. به چیز های خیلی مختلف. ملت، سرزمین، علم، معنویت، هنر، پول، عشق حتی؛ و عرفان شاید! گاهی هم به فلسفه اش، به درک و سهمش از تکنولوژی، به زاویه نگاهش به مدرنیته و به فلان مفهومش از فلان مفهوم دیگر!

ساکت شده است و خودش می گوید قصد دارد آنقدر ساکت بماند تا زمانی که اصلی اگر هست، خود به سخن در آید و اگر نیست غصۀ نبودنش تمام شود. غصه درک دروغ بزرگ قرنها اندیشیدن به اصل!

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نقاشچی باشی

فکر کنم همه اش مربوط می شه به همون فلان مفهومه که مربوط به یه فلان دیگر می شه و ...... سکوت چیز خوبیه.اگه اختیاری باشه!

پانی

خوشحالم که شروع به نوشتن کردی. سکوت برای خود عالمی دارد به شرطی که طولانی نشود

بیتا

سکوت سکوت سکوت

سارا پارسي

دروغ بزرگ قرنها اندیشیدن به اصل! بارها و بارها فكر كرده ام كه آيا مي شود يك دروغ اينقدر پايدار باشد؟ اينقدر قرباني بگيرد: عارف و فيلسوف و روشنفكر و متدين و .....؟ آيا دروغ اين قدرت را دارد؟ آيا امكان دارد كه نادرستي توان زيست داشته باشد؟ شيطان پس در اينصورت بايد خداي اصلي باشد!

پردیس

امیدوارم به زودی اصل به سخن بیاید[لبخند] و مثل همیشه دوست داشتم نوشتتو...

سروش

فرست آو آل: جوری می گویی فقط برای اینکه با مرده ها فرقی داشته باشد انگار چیز کمی است. این بنده حقیر که کم کسی دیده ام با مرده ها فرقی داشته باشد. آدمهایی که من می شناسم همه مرده های بالقوه، متحرک، یا ناطق هستند. پس کم نبوده که گفته هایت با مرده ها متفاوتت کند. سکند: آن وی روی پیشانی خودش یک دنیا حرف است البت من چون حرف را کلا دوست ندارم ترجیح می دهم که همان "وی" هم نباشد. وقتی روی پیشانی همان "وی" هم باز شده باشد یعنی دیگر حرفی نیست. ترد وان: به جای حرف زدن بخند. همینطوری الکی. ما اینجا به جای خنده البته راه دیگری داریم. شبها می رویم روی پشت بام از ته خشتک الله اکبر را نعره می زنیم. یک جور "گاد ایز گریت تراپی". رابعا: به نظر می رسد مشکل بشر تنهایی است. یعنی اینکه آدم تا وقتی که هیچ کس شبیه اش نیست با همه چیزش مشکل دارد. وقتی وبا همه گیر بشود وبا داشتن هم حکم سرماخوردگی پیدا می کند. آدمهای کور توی شهر کوران فقط مشکل بینایی دارند و بس. روحشان دیگر آزرده نیست. برای همین جزامی ها را می اندازند یک جا همگی. که احساس تنهایی نکنند. ما هم اینجا همه یک "وی" داریم بین دو ابروم

سروش

ما هم اینجا همه یک "وی" داریم بین دو ابرومان. یک قفل سنگین هم خورده به اخم ابدیمان. اما چون همه اینطوریم به خیالمان یا هیچ جای دیگرمان هم نیست. صرفا هوار می زنیم که خدا بزرگ است. همه اینها به کنار. به نظر این جانب که اصلی وجود ندارد. به نظر حضرت لائوتزو هم "تائویی که توان نامید،‌تائو نیست."

سارا

سروش جان شما وضعت خوبه ما که الله اکبر هم نمیتونیم بگیم در نتیجه خدا به داد اون خشتک برسه !

یکی از قدیسین

نمی دونم چی بگم این سکوت دیگه خفقان اور شده ما که هر شب سکوتمان را با اذعان به بزرگی خدا می شکنیم

niknaz

shekli shabihe ye alamate piroozi!injasho kheili doost dashtam.ishala roo pishoonie hameasari az piroozi bashe.