هر چه می خواهی باش

تو در آن آنِ بی دریغ و افسوس، رها از کرده ها و نکرده هایت، بر هر چه آن آنِ بی پایان هدیه ات می دهد، بی ترسی از لغزیدن، برقص؛ هر چه می خواهی باش.

تو با هر چه همین حالا داری، آزاد از بند تمام داشته ها و نداشته هایت در هر زمانی، با قدرت و سروری شاهنشاهی "مُلکِ اکنون"، بی اندیشۀ فردایی بدون تاج و تخت، حکم بران؛ هر چه می خواهی باش.

تو در سادگیِ جایی که هستی، فارغ از هر بزرگی و جاه، با همان قدر و ارزشی که در استقرار سادگی ات نهفته است، به افتخار دلی که می تپد و روحی که می تواند بپرد، بنوش؛ هر چه می خواهی باش.

تو بر مزار ترانه های خوانده نشده ات، بی شوقی برای شنیده شدن، با یادِ شادی شنیدن دیگر ترانه ها، عاشقانه هایی که دلت را بار ها و بار ها لرزانده اند را از بر بخوان؛ هر چه می خواهی باش.

تو در مسیر عاشقی، بی وسوسۀ نزدیکی، با هر آنچه دلت خود خواسته به بهای عشقت می دهد، بدون واهمه از بهانه های دلدار، بتاز؛ هر چه می خواهی باش.

تو در خویشتن خویش، برای لحظه ای، آنی، هرچه می خواهی باش؛ باشد که در آن آن، طلوع خویش ببینی و به شکرانه، ترانۀ آزادگی بخوانی.

/ 10 نظر / 6 بازدید
نقاشچی باشی

"هرچه هستی باش اما کاش.... ......نه! جزاینم آرزویی نیست ...هرچه هستی باش ......اما باش "!!!

راحیل

آقا اجازه ما داریم با تمام قوا همه تلاشمون رو می کنیم! :) -- اما از شوخی (و چه بسا هم از جدی) گذشته؛ باشد که این گونه "بودن" چنان که بایست روال طبیعی باشد و خلاف آن خلاف طبیعت. این روزها قدری وارونه است.

بیتا

با بودن زندگی کردنم آرزوست

شوکا بهاری

نمی دونم چرا نفهمیدمش. نه تو به فرستنده دست نزن مشکل گیرنده ی منه.

سروش

فکر کنم بعد از خوابی که دیشب دیدم نیازی نباشه برات نظر بدم. البته لازم به ذکره که دیشب هنوز این متن رو نخونده بودم.

niknaz

ma hastim yani majborim ke bashim vali na oon chizi ke khodemoon mikhaym! be omide inke oonche ke mikhaym bashim hame injoori bashan

niknaz

shayadam be khatere sakhtishe ke har kas oonjoori nist ke mikhad nemidoonam!

شیرین

Dom be kalle mikoobad o shaghigheash do sheghe mishavad , bi anke bedanad halgheye atash ra khab dide ast ,.. aghrab ashegh

farzane

bi nahayat ziba... vaghean ghalbam ro lams kard